روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
مقدمه 99
عبهر العاشقين ( فارسى )
« دريغا زهّاد اگر استعداد عشق داشتندى ، در پيچ مقنعهء زلف يار تركان تجلّى بديدندى ، كه چون جان عشّاق بچوگان سلب در ميدان اصطلام مىزنند ، و از كنج سرّ انسان بگنج خانهء قدم رحمان چون مىپرند . » ( ايضا ص 82 - 83 ) « تا ترا ديدم ، اى ماه آسمان قدرت ، اى ترك بىشفقت ، از قبلهء رسوم برگرديدم ، و روى جان به قبلهء خاص كه در فعل خاصّ است آوردم ؛ كه در آن جهان قبلهء شريعت و حقيقت يكرنگست . اگر ندانى از كتاب مجيد برخوان « فاينما تولّوا فثمّ وجه اللّه » . بما نماى روئى كه خلوق چهرهء ازل دارد ، تا تركان يغمائى را در عسكر صفاء عشق چاكر باشم . بيرون آى از گل انسانى ، تا بروح روحانى طراز شعر ربّانى ببينم . بيت : بنماى به زيركان ديوانه * در مصحف باطل آيت حق را . » ( ايضا ص 83 ) « اى ترك ترا شمع جهان خوانم من * وصل تو حيات جاودان خوانم من . چال زنخ ترا و زلفين ترا * از مشك رسن ، ز سيم كان خوانم من . » ( ايضا ص 131 ) سبك 1 . - معنى : عبهر العاشقين كتابى است صوفيانه مبتنى بر عشق ، و به عبارت ديگر داستانى است از عشق صوفيانه . روزبهان در حالات و مقامات خاصّ عرفانى اين كتاب را نوشته است . وى همان گونه كه مىانديشيده ، سخن گفته ،